حقایقی در خصوص بازار کار نرم افزار

چه مهارت ها و تخصص هایی را برای ورود به بازار کار یاد بگیرم؟

اگر قصد دارید وارد بازار کار دنیای نرم افزار، برنامه نویسی و شغل های مرتبط بشید و این سئوال براتون مطرح هست که چه تخصص هایی بازار کار خوبی داره پیشنهاد می کنم سری به سایت های کاریابی زیر بزنید و نیازمندی ها رو مرور کنید. این ها نیاز روز بازار رو به خوبی نشون میدن. به بیان ساده تر بهترین منبع برای درک نیازها رجوع به آگهی های استخدامی است.

بازار کار و فرصت شغلی دنیای نرم افزار

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

استارتاپ و این صحبت ها کیلویی چند؟ شرحی بر رویدادهای استارتاپی ایران

در این نوشته قصد دارم صد در صد واقعی و بر اساس تجربه در خصوص استارتاپ، رویدادهای استارتاپی، تب کارآفرینی و حاصل اون ها صحبت کنم. براتون گفتم که از کجا شروع کردم و این موج ها چه تاثیراتی در زندگی شخصی و کاری من داشته. بدون اغراق و مبالغه توضیح دادم که خوب و بد ماجرا چی هست و تصمیم گیری رو به عهده شما گذاشتم.

خلاصه مقاله:

استارتاپ چیز خوبیه. متاسفم که نمی تونم توی یه جمله یا عکس یا شعار همه‌ی داستان رو برای شما روایت کنم. راستش اگر طالب حقیقت هستی ناچاری که کمی وقت بذاری و مطالعه کنی.

استارتاپ (Startup) چی هست؟

استارتاپ یک رویداد و همایش کارآفرینی نیست. یک وب سایت یا یک اپ موبایل، لزوما یک استارتاپ نیست. استارتاپ یک شرکت کوچک که در حال درآمدزایی و رشد است، نیست. در واقع این طور باید گفت که بیزنس پشت اون ها مهمه و باید بررسی بشه. عده ای از متصدیان دانشگاهی، دولتی و مردم تصور می کنند که رویدادهایی همچون استارتاپ ویکند، استارتاپ گرایند و امثالهم مترادف مفهوم استارتاپ هستند که باید گفت این تصور اشتباه است.

تعریف مرسوم:

استارتاپ یک سازمان موقت است که با هدف یافتن یک مدل کسب و کار تکرارپذیر و مقیاس پذیر بوجود آمده است.

 

البته توضیحات بیشتری در این خصوص در سایت خوشفکری وجود داره. اما من قصد دارم قضیه رو با یه مثال ساده روشن کنم. من مدیر اجرایی و یکی از توسعه دهندگان وب سایت پارسکدرز یکی از استارتاپ های قدیمی ایران هستم.

در ادامه خیلی خلاصه تلاش می کنم روند خلق و رشد پارسکدرز رو با تعریف رسمی بالا تطبیق بدم.

۱- سازمان موقت: وقتی ایمان قصرفخری موسس پارسکدرز تصمیم به راه اندازی پارسکدرز گرفت با دوستان نزدیکش و خواهرش قضیه رو در میون گذاشت و در نهایت سازمان موقت اونا یا همون افراد تیم کنار هم جمع شدند. اون ها نمی دونستند تا کی با هم خواهند بود و آخر سر چی پیش خواهد اومد. واسه همین به این تشکل میگن سازمان موقت.


نکته: برای آشنایی بیشتر با ایمان به اینجا مراجعه کنید.

۲- یافتن مدل کسب و کار: ایمان خودش یه فریلنسر قدیمی هست و قبل از خلق پارسکدرز توی بازارهای جهانی فعالیت داشته. پس برای شروع می دونسته که مدل کسب و کار لازم باید چطوری باشه و باورش بر این استوار بوده که مردم حاضرن از این سرویس استفاده کنن و براش هزینه کنن و پول خرج بشه.

۳- تکرار پذیر: ایمان بر اساس برآورد اولیه اش و تجاربش به این نتیجه رسید که وقتی پارسکدرز در معرض عموم قرار بگیره احتمال بسیار زیاد مشترهایی خواهند بود و پیوسته به تعداد اون ها افزوده خواهد شد و اینطور نیست که مثلا یک ماه بعد درمونده بشه و هیچ کس از سرویسش استقبال نکنه و براش پول نپردازه. پس یه قوت قلب داشت که مدل درآمدش در آینده تکرار میشه.

۴-مقیاس پذیر: ایمان استارت کار رو زد و بعد از مدتی متوجه شد که تعداد مشتری ها بیشتر شدن و اون ماه به ماه داره بزرگتر از قبل میشه، دیگه با شرایط قبلی نمی تونه کار رو توسعه بده و داره بزرگ و گنده تر میشه!

 

داستان استارتاپ ویکند

از اوایل دهه‌ی ۹۰ شمسی سر و کله‌ی استارتاپ ویکند و رویدادهای این چنینی در ایران پیدا شد. شروع این قضیه در تهران بود و به دنبال اون سایر شهرهای بزرگ اقدام به برگزاری این رویداد کردند.

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

نگاهی به وضعیت توسعه‌دهنده ها در جهان و ایران

تقریباً تمام توسعه دهنده های دنیا برای حل مسائل و مشکلات پیش رو به سایت معروف Stack Overflow و زیرمجموعه هاش متکی هستند. بازدید ماهانه این سایت بالغ بر ۴۰ میلیون نفر هست و به همین دلیل فرشته نجات جماعت توسعه دهنده است. هر سال رسم بر اینه که در سایت Stack Overflow یک نظر سنجی برگزار بشه. امسال (۲۰۱۶) هم مطابق معمول نتایج نظرسنجی از بیش از ۵۶۰۰۰ توسعه دهنده حاضر در ۱۷۳ کشور دنیا برای عموم منتشر شده و نگاهش رو معطوف به وضعیت استخدامی و شغلی برنامه نویس ها کرده. گزارش اصلی تحت عنوان The 2016 Stack Overflow Developer Hiring Landscape منتشر شده.

در این نوشتار قصد دارم به برخی از فرازهای این گزارش بپردازم و با تقسیر و نظر شخصی خودم اون ها رو بیان کنم. تلاش من این هست که حقایق موجود رو با شرایط کشور ایران مقایسه کنم و نتیجه گیری کنم.

محل سکونت توسعه دهندگان و حضور یک بازیگر نسبتا جدید

where-do-developers-live

مطابق سال های پیش عمده‌ی توسعه دهندگان مطرح و شاخص از شهروندان کشورهای توسعه یافته‌ی دنیا از جمله آمریکای شمالی و اروپا هستند. در این بین شاهد حضور توسعه دهندگان هندی هستیم. آیا هند می تونه برای ما الگو باشه؟ آیا توانایی رقابت با کشور هند رو داریم؟

نظر من: هند کشور خوبی برای الگو گرفتن هست، اما ما توانایی رقابت با اون جمعیت عظیم رو نداریم. کشوری که خیلی زودتر از ما صنعت IT اش رو رشد داده و هزینه های زندگیشون از ما پایین تره. اما ما جمعیت جوان خوبی داریم که شاید هیچ وقت دیگه شاهد چنین جمعیت جوانی نباشیم.

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

با بحران کمبود نیروی کار در بخش IT چه کنیم؟

معمولاً اینطور شروع میشه:

مهندس یه نیروی خوب با فلان مشخصات سراغ نداری؟ منم یه مکث می کنم و جواب می دم نیروی خوب الان شاغل هست و شما باید یه نیروی خوش اخلاق و بهره مند از سطحی قابل قبول از دانش فنی پیدا کنید و  اون رو پرورش بدید.

یافتن نیروی کار

پیشنهادهایی در خصوص یافتن نیروی کار برای کارفرماها

نیروی کار خوب (از نظر شما) خیلی کم هست. منم با شما هم عقیده ام. اما حالا که این نیروی کار پیدا نمیشه باید چیکار کرد؟ باید دست رو دست بذاریم یا…؟ پاسخ من به این پرسش ها موارد زیر هست:

  • اولین معیار جلب نیروی کار باید اخلاق و مَنِش اون شخص باشه. مهارت آموختنی است. ادب و اخلاق هم همینطور. منتها شما فرصت آموختن ادب و اخلاق رو ندارید.
  • نیروی خوش اخلاق رو با یه برنامه مشخص تحت آموزش قرار بدید. یا به صورت معاشرت با نیروهای فعلی و یا با ثبت نام کردن ایشون در کلاس های آموزشی خوب. هزینه ای که برای این کار متحمل می شید اسمش هست خرید زمان و سرمایه گذاری. پیش از شروع آموزش با نیروی مد نظر صحبت کنید و با هم توافق کنید که پس از طی فرایند آموزش ایشون موظف هست تا یه مدت با شما همکاری داشته باشه تا تلاش شما هدر نره. در صورتی که باور ندارید با من تماس بگیرید تا شما را با ده ها کارفرمایی که ناچار به این کار شده اند آشنا کنم.
  • ایجاد رضایت در بین نیروهای IT باید اولویت شما باشه و مدام در تلاش باشید که رشد کنن. کسب و کار شما بدون اونها نابود خواهد شد و شما باید دست از اصرار بیخود برای صرفه جویی و خساست بردارید. وقتی که نیروی IT احساس کنه که بهش بها داده می شه و داره رشد می کنه در کنار شما خواهند موند. من در اینجا شعار نمی دهم. حقایق محض را بیان می کنم. تو خواه پند گیر.
  • پرداختن دستمزد پایین و تلاش برای متقاعد کردن نیروی خوب به دستمزدهای حداقلی مصوب اداره کار و گذاشتن منت بر سر وی که ما داریم به تو لطف می کنیم از اشتباهات نابخشودنی بوده و نشان از عدم بلوغ کارفرماست. فراموش نکنید که دانش کسب شده توسط نیروی IT تاریخ مصرف کمی داشته و او مجبور است برای یادگیری در تکاپو باشد.

در همین راستا بخوانید:
باید به فکر بالاتر بردن سطح دستمزدت باشی

  • مدام در محافل مرتبط با دنیای IT مثل کنفرانس ها و رویدادها حضور داشته باشید و از شبکه های اجتماعی توییتر و لینکداین برای پیدا کردن نیروی مناسب غافل نشید. زمان آگهی های مسخره‌ی مختصر به سر اومده. از این پس شما باید دنبال نیرو باشید و نه نیرو دنبال شما!

در همین راستا بخوانید:
شبکه سازی هنوز بهترین راه برای پیدا کردن کار است
۸ نکته برای فعالیت بهینه در سایت لینکداین

  • در مواقعی که هیچ نیرویی پیرامون شما و به صورت حضوری یافت نشد از فرصت دورکاری استفاده کنید. برای این کار تمام ابزارها مهیاست و این شما هستید که باید طرز فکر خود را عوض کنید. برای مدیریت ارتباطات از ایراتی و خوب تسکولو، ترلو یا اسلک استفاده کنید. برای بستر مالی و حقوقی و برونسپاری هم از پارسکدرز استفاده کنید. دورکاری مدت هاست در کشورهای توسعه یافته مورد پذیرش قرار گرفته و آنها با این روش به پیش می روند.

پیشنهادهایی در خصوص یافتن نیروی کار برای کارجویان

  • بیش از حد وقت خودتون رو در دانشگاه هدر ندید و حتماً شروع به فراگیری یکی از تخصص های روز که از آگهی های ثبت شده در سایت های مطرح شده در بالا متوجه نیازش شدید بکنید.
  • حتماً تلاش کنید که در ایام دانشجویی یا فراغت به صورت فریلنس کار کنید تا تجربه و پول بدست بیارید و آماده ی محیط های جدی تر بشید.
  • مدام در محافل مرتبط با دنیای IT مثل کنفرانس ها و رویدادها حضور داشته باشید و از شبکه های اجتماعی توییتر و لینکداین برای پیدا کردن نیروی مناسب غافل نشید.
  • به اعتقاد من سال های پیش رو (تا سال ۱۴۰۰ شمسی) دوران طلایی برنامه نویسان و فعالان کسب و کارهای استارتاپی و IT محور خواهد بود. از این فرصت برای کسب ثروت غافل نشید.
  • کارورزی کنید و باز هم کاروزی کنید تا تجربه کسب کنید. بر همین اساس شناخته شده تر خواهید شد و فرصت های بیشتری در پیش روی شما قرار خواهد گرفت.

در همین راستا بخوانید:
چطور استخدام شویم؟
مبانی کار تیمی برای تیم های توسعه

 

رویای من فوتبال

دبستان که بودم موقع تماشای جام جهانی ۹۴، من داداشم و بابام و بعضاً باقی خونواده خیره می شدیم به تلویزیون و گزارش کوتی و بهرام شفیع و بهروان رو گوش می کردیم. اون موقع ها اینترنت نبود و کل اطلاعات ما محدود میشد به حافظه ی بزرگ تر هایی که قبلاً پای برنامه ورزش و مردم نشسته بودن. گهگاه یکی از روزنامه ها یه ضمیمه ورزشی می داد که ما عاشقان فوتبال رو به رویا می برد و با ورق زدن هر برگ این ویژه نامه ها دنیایی از افتخار توی ذهنمون مجسم می شد. فوتبال شده بود تجسم رویای موفقیت و برای من و خیلی های دیگه بوسه زدن بر جام جهانی نهایت رویا بود.

جام جهانی فوتبال

شب با همین رویا می خوابیدیم و فرداش توی گرمای صبح تابستون که رد پایی از خاطرات شب قبل داخلش دیده می شد تا سر حد مرگ می دویدیم که یه توپ پلاستیکی رو وارد یه گل کوچیک کنیم. ما یه مشت کودک و نوجوون مشتاق بودیم که توی اون بازی فوتبال محله ای رسیدن به افتخار رو تمرین می کردیم. آسیب دیدگی و کوفتگی جزئی از بازی بود و آسفالت و کلی زخم روی ساق پا مانعی برای یه رقابت مردونه با یه روحیه ی جنگنده نبود.

شب ها وقتی خسته و عرق کرده به خونه می رفتیم این پوسترهای قهرمانای فوتبالی ما بود که درد زخم ها رو تسکین می داد. خوابوندن کل رفقا و هم محله ای ها بود که رضایت خاطر رو به لب می نشوند. بله دوستان اون روزا هم اندازه لذتی که مارادونا یا روماریو یا زیدان بعد از بردن جام بالای سرشون تجربه کردن غرق در لذت بودیم. این فوتبال بود که خارج از میدون نبرد باعث می شد تمرین مردونگی، غرور و قدرت کنیم تا با بلوغی که از این رهگذر به دست میاریم یه دوست، یه همسر و یه پدر خوب باشیم. به همین دلیل فوتبال معروف ترین آیین مرداست که توش یه زندگی در جریانه. زندگی ای که مارادونا، باجو، مالدینی، روماریو، ببتو، رونالدو، کلینزمن، دل پیرو، بکام، آث میلان، یونتوس رئال، بارسلون، بایرن، منچستر و چند صد تا اسم دیگه ارکان استواری اون هستن.

دیشب نزدیک ۲۲ سال از جام جهانی ۹۴ می گذشت و من تنها بدون پدرم و برادرم و دوستان هم محله ای به صحنه ی نبرد ایتالیا و آلمان خیره بودم. هر دقیقه از بازی یادآور دوران پر افتخار قبل بود، من سال هاس که طرفدار تیم ملی آلمان هستم و اولین بار با حذف آلمان توسط بلغارستان در سال ۱۹۹۴ از ته دل اشک ریختم. اما به قول فردوسی پور ایتالیا رو نمی شه ندید، فوتبال بدون ایتالیا و هلند و برزیل و آرژانتین یه ملودی ناشیانه است. یه سمفونی مردگانه. ایتالیا و آرژانتین برای من سمبل جنگندگی همون بچه های کوچه پس کوچه ها هستن که حالا توی جعبه جادویی دل میلیون ها هوادار رو بردن و می برن. دیشب اشک های بوفون اشک های من هم بود. اشک هایی که مرثیه ای است برای کوچه پس کوچه های خالی این روزها که اصلا صدای هیچ بچه ای ازش به گوش نمی رسه. فوتبال برای ما یه عشقه.

من به افتحار فوتبال، به بزرگی ایتالیا و سایر رقبای سنتی احترام می ذارم، چرا که بدون اونها رویای کودکی من نا تمامه و این رویای کودکی من بود که نبض این روزهای من رو به تپش وا داشته. یه بار دیگه چشم هاتون و ببندین و برین به همون روزهای کودکی و نوجوونی …