پارسکدرز بستری مناسب برای قراردادهای مطمئن

آقای رئیس نیاز به یک CRM برای شرکت خود داشت. پس از پرس و جو و مشورت با همه دوستان و آشنایان برنامه نویس و آشنا با کامپیوتر به این نتیجه رسید که پروژه CRM خود را به شرکت آقای مهندس بسپارد. پس از جلسه و به توافق رسیدن بر سر نیازمندی‌ها و بخش‌های مختلف پروژه، این نیاز پیش آمد که کلیه صحبت ها و نتایج آن جلسه در قالب یک فایل قرارداد نوشته شود و قیمت توافق شده، پشتیبانی مورد درخواست و …. را به آن اضافه گردد.

پس از عقد قرار داد و فاز بندی کردن پروژه قرار بر این شد که مبلغی از قرارداد به عنوان پیش پرداخت به آن شرکت برنامه نویسی مورد نظر پرداخت شود و پس از به پایان رسیدن هر فاز و تست آن، مبلغ قرارداد شده برای آن فاز پرداخت شود.

شب بعد از عقد قرارداد آقای ریاست منش با خود فکر کرد: “درسته که این آقای مهندس بسیار حاذق است و درستکاری و …. او زبان زد خاص و عام است. اما کجا معلوم که تغییر رویه نداده باشد و پس از دریافت مبلغ پیش پرداخت کار را به موقع تحویل ندهد یا بر اساس توافق عمل نکند.”

بنابرین با مهندس تماس گرفت و گفت مبلغی به عنوان پیش پرداخت پرداخت نمی کند و آن مبلغ بر روی فاز ها تقسیم خواهد کرد.

پس از قطع تماس تلفنی آقای مهندس با خود فکر کرد: “این آقا هنوز پروژه شروع نشده دارد قرارداد را زیر پا می‌گذارد! اگر پس از دریافت فاز اول از پرداخت پول سر باز زد، با زمان هدر رفته خودم و کارمندانم چه کنم؟ حقوق آن‎ها را چطور بپردازم؟ از کجا معلوم که حتی در صورت به پایان رساندن کار و دریافت فاز ها مانند اکثر خریداران شروع به اضافه کردن بخش‌های دیگر نکند؟”

صحنه راه رفتن در دادگاه و درگیری ها و دوندگی ها جلوی چشم آقای مهندس ظاهر شد. هر دو طرف تصمیم گرفتند که عطای این کار را به لقایش ببخشند و از انجام پروژه منصرف شدند.

breach

خوشبختانه سایت پارسکدرز برای حل چنین مشکلاتی راه حل‌های ویژه‌ای دارد.

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

داستانِ UX و این واژه های قلمبه

عمه ی آقا فریبرز کدبانو و آشپز قابلی هست. وقتی شام خونه ی آقا فریبرز دعوت می شیم همه از خوردن دستپخت عمه ی ایشون لذت می برن. من نمی دونم چرا عمه ی آقا فریبرز اینا خونه ی آقا فریبرز اینا شام میده، اما می دونم که سفره آرای خوش سلیقه ای هست و از اونجایی که در مهمونی دادن پیش کسوت هست و تجارب زیادی داره، همیشه ظرف خورشت و دیس چلو ها رو طوری سر سفره می چینه که مهمونا مجبور نشن عین تیرکمون کش بیان!

بار آخری که خونه ی آقا فریبرز اینا دعوت بودیم بعد از صرف شام مهمونا لب به تحسین گشودن و هر کسی به به و چه چهی می کرد، منم که میخاستم تعریفی کرده باشم بی هوا گفتم عمه خانم UX Designer قابلی هستن. آقو یهو سکوتی هولناک مجلس رو فرا گرفت و عمه خانم گفت چی چی؟ منم زیر بار ای نگاهوی سنگین له شدم و اضافه کردم:

ندارد هیــچ زیبــــایی چو تــو خوبی و رعنایی
دل انگیز و نفیس و خـوش لقا و محفل آرایی

رهی معیری

دختر عمه ی آقا فریبرز و پرسش در مورد UX Designer

بعد از فروکش کردن اون جو سنگین، دخترِ عمه خانم دوان دوان اومد کنارم و ازم خواست تا در مورد UX Designer براش توضیح بدم. یه لحظه هنگ کردم، آخه نمی دونستم چطوری توضیح بدم. چند ثانیه ای به فکر فرو رفتم و بعدش در پاسخ گفتم یعنی همون سفره ای که با سلیقه چیده شده بود و نیاز نبود من برای برداشتن دیس شیرجه بزنم، یعنی همون سفره آرایی که علاوه بر زیبایی باعث شده بود همه لذت ببرن. باز مکث کردم و بهش خیره شدم. چند ثانیه بعد اضاف کردم که توی تعالیم مدرن به این دو مقوله زیبایی شناختی و خلق یه تجربه خوب و مناسب برای مصرف کننده توجه ویژه ای میشه و عده ای افراد با تجربه و دانا سعی دارن تا فرایند استفاده از ابزارها رو تا حد ممکن ساده و مطلوب کنن. به این افراد توی فرنگ UX Designer میگن. مثلا همین گوشی موبایلی که دستت هست رو ببین، در قیاس با گوشی های هفت هشت سال پیش، صفحه لمسی این گوشی یه تجربه متفاوت و بهتری رو برات به ارمغان آورده.

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

نسخه جدید افزونه لینکدونی وردپرس منتشر شد!

پس از سال ها عدم تغییر، نسخه مدرن افزونه لینکدونی وردپرس با نام انگلیسی Modern myLinksDump و البته به صورت غیر رایگان منتشر شد.

cover_New_Fa

به طور خلاصه باید گفت که کار این افزونه ایجاد لینکدونی است که در سایت های فارسی رایج بوده و اکثرا افراد با اون آشنایی دارند. مهمترین مزیت این افزونه و برتری اون سادگی و ایرانی بودنش هست. این افزونه دارای یک پنل تنظیماتی خیلی قوی و دینامیک هست که تقریبا همه چیز داره و شما می تونید یک لینکدونی سالم مثل پی سی دانلود داشته باشید.

به حد کفایت گزینه هایی جهت پیکربندی افزونه در بخش تنظیمات قرار داده شده که کاربران این افزونه به خوبی قادر باشند بر اساس نیازشون اون رو مدیریت کنند.

تصویری از کادر افزونه لینکدونی در سایت شاهوار

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

اندر حکایت آگهی های استخدام این روزها!

مامانم یه نصیحت معروف داشت. میگفت پسر جون دو انتخاب توی زندگی تعیین کننده است. یکی انتخاب شغل و دومی انتخاب همسر. به مقوله ی انتخاب همسر کاری ندارم. چون ۷۰ میلیون کارشناس داریم که با من میشن ۷۰ میلیون + یک.

همین طور که این نصیحت آویزه گوش من هست و دارم رد میشم، یهو با معضل کمبود نیرو برای شرکت های IT محور و آگهی های استخدام عجیب و غریب مواجه میشم. اجازه بدید توجه شما رو به یکی از این آگهی ها جلب کنم:

آگهی استخدام

آگهی استخدام بالا از نظر من پر از اشکال هست. چرا؟ خیلی از دوستان و اطرافیان من از چنین آگهی هایی برای پیدا کردن نیرو استفاده می کنن. اما چرا از نظر من مردود هستن؟ زیرا به دلایل زیر.

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

زود شرکت ثبت نکنید!

همیشه دیدن صفحه آگهی های ثبتی و حقوقی روزنامه ها من رو به تعجب وا می داشت. من هیچ آمار دقیقی از ثبت شرکت ها در ایران نداشتم اما همیشه این حس رو داشتم که نرخ ثبت شرکت ها در ایران طبیعی نیست. من در مورد کشورهای پیشرفته هم آمار دقیقی نداشتم و این حس من ناشی از تفکراتی بود و هست که من داشتم و دارم. خوب که دقیق می شدم می دیدم همه اونها با یه سرمایه اندک که اصلا با اوضاع اقتصادی کشور تطبیق نداشت تاسیس شده بودند. جالب تر اینکه اعضای هیئت مدیره شرکت هم عمدتا از یک خانواده بودند!

اینطور به نظر می رسید که شرکت ها به خاطر یک هیجان گذرا تاسیس شدند و موسسان اون درک صحیحی از دلایل ثبت شرکت و پیشبرد صحیح اون ندارند. این فرضیات رو در ذهنم داشتم تا اینکه با چند مورد عملی روبرو شدم، مواردی که خودم و اطرافیانم تجربه کردیم. در ادامه این نوشته قصد دارم به این موارد بپردازم. طبق معمول این نوشته همه ماجرا نیست. یک انتقال تجربه است.

argue

نداشتن تجربه کاری و ثبت شرکت

ایده های زیادی به ذهن من و شما خطور کرده و می کنه، ایده هایی که تصور می کنیم میشه باهاش کسب درآمد کرد. به طور طبیعی سعی می کنیم این ایده ها رو با دوستان همفکر و اعضای خانواده در میون بذاریم. توی این مرحله درک صحیح از بازار نداشتیم و عشق ما به ایده خودمون در کنار اتکا به مهارت های فنی خودمون باعث می شد متقاعد بشیم که ایده رو عملی کنیم و متعاقب اون شرکتی رو ثبت کنیم.

خب شرکت ثبت کردن نیاز به چند نفر آدم داشت، ما هم بدون کسب مشورت های اصولی و ارزیابی بازار به صورت سر انگشتی یه عده آدم رو دست و پا می کردیم، حتی بلد نبودیم تا آخر کار ثبت پیش بریم و وقتی دفاتر مالیاتی رو می دیدیم و جزئیات مالی رو متوجه می شدیم اصلا نمی دونستیم چیکار باید کرد و چرا این کار ها رو می کنیم.

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید