بایگانی برچسب: s

باید به فکر بالاتر بردن سطح دستمزدت باشی

چند سال پیش استادی داشتم که می گفت هر دو سال یکبار بخش زیادی از دانش کامپیوتری شما بی اثر میشه (نقل به مضمون). همون موقع حرفش تقریبا برام ملموس بود و من مدام با ظهور فناوری های مختلف مواجه می شدم و لازم بود (و هست) که مدام در حال یادگیری باشم. این مورد تاثیر مستقیمی در سطح دستمزد داره.

یادگیری و فراگیری به خودی خودش خوبه اما بهایی داره! وقتی که شما با مسائلی مثل افزایش سن، مسئولیت های خانوادگی، هزینه های زندگی، نرخ سریع تغییرات و از این دست مسائل روبرو باشی متوجه خواهی شد که هر سالی که سپری میشه افت محسوسی در توان یادگیری شما به وجود میاد و موندن در کورس رقابت خیلی سخت میشه. (البته این نظر من هست و همیشه ممکن هست خلافش تایید بشه)

سال ها به همین شکل گذشت تا اینکه چند روز پیش مجددا همین بحث در یک جمع دوستانه مطرح شد. یکی از دوستان با تجربه از تلاش برای تسلط بر فناوری های عرضه شده و عدم تناسب بازار و انتظارات مشتریان گفت. اون موقع خیلی خوب می تونستم پیش بینی کنم که دوستم در ادامه چه چیزی می گه. هر دوی ما یک مسیر مشترک رو طی کرده بودیم و تجارب مشترکی داشتیم. همین مورد باعث شد که این بار دست به کار نوشتن بشم و مواردی رو یادآوری کنم.

سطح دستمزد

بر همین اساس در ادامه توضیح خواهم داد که چرا و چگونه سطح دستمزد خود را افزایش دهیم.

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

فیلم آموزشی کسب درآمد آنلاین بر اساس مدل آزادکاری (فریلنسینگ)

قرارداد کارمُزدی یا حق‌الزحمه‌ای یا فری‌لنس، گونه‌ای قرارداد کاری است که بر پایهٔ آن فرد یا شرکتی قول انجام کاری را برای یک کارفرما در ازای دست‌مزدی مشخص می‌دهد. آزادکار (فریلنسر) کسی است که سرویس‌ها یا خدمات خود را بدون تعهد درازمدت به کارفرما ارائه می‌کند. آزادکار معمولا ساعتی، روزانه یا پروژه‌ای دستمزد می‌گیرد و اساسا کارش کسب‌وکاری یک‌نفره است.

کسب درآمد آنلاین بر اساس مدل آزادکاری (فریلنسینگ) در سطح ملی و بین‌المللی

اصطلاح freelancer اولین بار در قرن هجدهم توسط «سر والتر اسکات» در رمان مشهور ایوانهو به کار برده شد و اشاره به سربازهایی داشت که در جنگهای قرون وسطایی به صورت مزدور و البته بدون التزام و تعهد به اربابی خاص می‌جنگیدند، یا اصطلاحا نیزه (lance) می‌زدند. بعدها واژه فریلنسر شکل‌های دیگری هم به خود گرفت و کم‌کم تبدیل به اصطلاحی رایج شد.

امروز آزادکار به معنای کسی است که با گرفتن مزد، به صورت پاره‌وقت و یا ساعتی پروژه‌ای را انجام می‌دهد. البته این روزها آزادکاری دیگر به معنی نیزه زدن و یا جنگیدن نیست! و فریلنسر کسی است که خدمات تخصصی را بدون داشتن قرارداد بلند مدت به مشتریان یا کارفرمایان ارائه می‌کند. هزینه کمتر برای پروژه‌، انتخاب مجری پروژه بر اساس موفقیت در پروژه‌های قبلی، و ارتباط نزدیک‌تر با مجری پروژه از مزایای انتخاب یک فریلنسر است.

پیش نمایش دوره

مخاطب این آموزش چه کسانی هستند؟

  • برنامه‌نویسان و توسعه‌دهندگان
  • متخصصین شبکه و امنیت شبکه
  • متخصصین SEO و بازاریابی
  • طراحان و گرافیست‌ها
  • کارشناسان علوم پایه
  • مدرسین، نویسندگان و تایپیست‌ها
  • مترجم‌ها
  • عکاسان، آهنگ‌سازان
  • تدوینگران و فیلمبرداران
  • مهندسین برق، الکترونیک و مخابرات

سرفصل های دوره

  • آزادکاری چیست؟
  • تفاوت‌های اساسی آزادکاری با سایر مدل‌های کار
  • نیازمندی‌های فردی و اجتماعی برای آزادکاری
  • سطح درآمد در ایران و جهان
  • رشته‌ها و تخصص‌های مناسب
  • میزان رضایت شغلی برحسب تخصص
  • شروع آزادکاری
  • کار در خانه یا بیرون از خانه
  • کار پاره‌وقت یا تمام‌وقت
  • امکانات مورد نیاز
  • یافتن کار و مشتری
  • از طریق آشنایان
  • از طریق سایت‌های مرتبط
  • از طریق شبکه‌های اجتماعی
  • از طریق فعالیت فردی یا تیمی
  • ارتباط با مشتریان
  • آداب رفتار در عرصه جهانی
  • محاسبه و پیشنهاد دستمزد
  • محاسبه حداقل نرخ ساعتی
  • ارسال فاکتور و تحویل کار
  • دریافت دستمزد
  • توافق اولیه و قرارداد
  • حل اختلاف
  • اخلاق حرفه‌ای
  • مدیریت زمان
  • ساعات کاری و استراحت
  • تخمین زمان مورد نیاز
  • ابزارهای مدیریت کارها و زمان
  • برون‌سپاری
  • برندسازی شخصی
  • ساختن هویت حقیقی یا حقوقی
  • مدیریت مالی

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

اندر حکایت آگهی های استخدام این روزها!

مامانم یه نصیحت معروف داشت. میگفت پسر جون دو انتخاب توی زندگی تعیین کننده است. یکی انتخاب شغل و دومی انتخاب همسر. به مقوله ی انتخاب همسر کاری ندارم. چون ۷۰ میلیون کارشناس داریم که با من میشن ۷۰ میلیون + یک.

همین طور که این نصیحت آویزه گوش من هست و دارم رد میشم، یهو با معضل کمبود نیرو برای شرکت های IT محور و آگهی های استخدام عجیب و غریب مواجه میشم. اجازه بدید توجه شما رو به یکی از این آگهی ها جلب کنم:

آگهی استخدام

آگهی استخدام بالا از نظر من پر از اشکال هست. چرا؟ خیلی از دوستان و اطرافیان من از چنین آگهی هایی برای پیدا کردن نیرو استفاده می کنن. اما چرا از نظر من مردود هستن؟ زیرا به دلایل زیر.

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

نون تو ساختمون سازیه، از رشته کامپیوتر که نمیشه پول درآورد!

باور کنید بازی فوتبال من خیلی خوب بود. نه اینکه مامانم بگه، واقعا خودم همین حس رو داشتم. البته نتایج هم همین رو نشون می داد. اما من همیشه موقع امتحان ورزش یه کم استرس داشتم. چون نمی تونستم خوب روپایی بزنم! اما گلزن خوبی بودم. یه چیزی شبیه علی دایی که تکنیک نداشت اما نمی شد نادیده گرفتش! (صدای باز شدن در نوشابه برای خودم). اما خب اینکه من به تعداد زیادی نمی تونستم روپایی بزنم مانع این نمی شد که نتونم فوتبال بازی کنم و تا همین چند وقت پیش حسابی گل می زدم. توی دنیا تمام بازیکن های حرفه ای می تونن به خوبی روپایی بزنن، اما چرا همشون لیونل مسی یا کریستیانو رونالدو یا علی کریمی نمی شن؟ اصلا مگه قراره همه فوق ستاره بشن. اگر اینطور بود پس باید لیگ دسته دو باقر شهر تعطیل می شد.

وقتی کفش هام رو آویختم و چهارگوشه زمین رو بوسیدم یه راست رفتم نشستم پشت میز کامپیوتر و یه سایت فروش کارت شارژ زدم و خیره شدم به مانیتور تا پول در بیارم. بعد یکم خسته ام شد و حوصله ام سر رفت تا اینکه تصمیم گرفتم برم دانشگاه یاد بگیرم چطور از کامپیوتر پول در بیارم. اینم بگم که تا ترم آخر اصلا آدرس ایمیل نداشتم که باهاش بتونم توی سایت های کاریابی ثبت نام کنم. خلاصه زمان گذشت و همین طور که من ماهی ۴۰ هزار تومن از سایت فروش کارت شارژ درآمد داشتم فارغ التحصیل شدم. روز فارغ التحصیلی رفتم یه جعبه شیرینی گرفتم و به رفقا و کسبه محل تعارف کردم. الان دیگه همه محل می دونستن اسی پا طلا مهندس کامپیوتر شده و معنی کلمه اکازیون رو درک می کنه.

یه روز حاج اکبر بساز بنداز رو کرد و بهم گفت اسی جون، میشه یه لطف کنی و این ICDL (منظورش همون ADSL بود) بنگاه معاملات املاک ما رو ردیف کنی، آخه گفتن بنگاه ها باهاس به شبکه وصل باشن. خب منم که میخاستم خودی نشون بدم گفتم بعله حاج اکبر در خدمتم. یکی دو روز طول کشید تا تونستم اتصال اینترنتی بنگاه حاج اکبر رو ردیف کنم. بعد رو کرد بهم و گفت بیا اسی جون این بیست تومن رو بگیر و بذار تو جیبت. دستت هم درد نکنه. اون روز خیلی حال کردم. احساس می کردم می تونم بیشتر پول در بیارم. این شد که رفتم توی سایت های کاریابی تقاضای کار دادم. توی این سایت ها همش از من زومبه (ببخشید رزومه) میخاستن. اما من نداشتم. اصلا چیزایی که اینا میخاستن رو من بلد نبودم! چند روز بعد دست از پا دراز تر برگشتم و با سفارش بابام رفتم شاگردی حاج اکبر. تو محل پیچید مهندس اسی شده منشی حاج اکبر و هر کی میومد رو می کرد بهم و می گفت:

نون تو ساختمون سازیه، از رشته کامپیوتر که نمیشه پول درآورد!

jobless-destiny

آخر و عاقبت ما رو باش…

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید